مصاحبه با رابرت کیوساکی در مورد نتورک مارکتینگ

 رابرت این نقل قول به شما نسبت داده شده :

اگر من مجبور بودم که همه چیز را دوباره انجام دهم (به عقب برگردم) بجای آنکه تجارتی به سبک قدیمی را بسازم ، بیشتر ترجیح می دهم ساختن تجارت  بازاریابی شبکه ای  را شروع کنم.

آیا شما واقعاً این مطلب را عنوان کردید؟

من چیزی شبیه به این را گفته ام . بله !

آیا این درست است ؟

بله وقتی نگاه می کنم به مسائلی که مجبور شدم از آنها عبور کنم ،البته آنگونه که من شروع کردم .من هنور تأسیس شرکتها را دوست دارم ، اما این کار سخت تر بود .

وقتی سالها پیش من و شما، اولین بار باهم صحبت کردیم ، شما اینقدر روی   بازاریابی شبکه ای   مصر نبودید ،چه چیز باعث شد که فکر شما تغییر کنه ؟

اجازه بدهید توضیح بدهم .وقتی که به عنوان یک تازه کار ،کارم رو شروع کردم ،من مجبور بودم که نحوه فروختن را یاد بگیرم. من با شرکت زیراکس در سال ۱۹۷۴ شروع کردم .

امروز وقتی مردم از من می پرسندکه” شما چطور یه بیزینس رو شروع کردید؟” من همیشه به آنها استارت با یک کمپانی نتورک مارکتینگ رو می گویم .نه فقط به دلیل خودکمپانی نتورک مارکتینگ بلکه به دلیل آموزشهایی که شما از یک کمپانی نتورک مارکتینگ دریافت می کنید .

دلیل این حرف من این است که آن چیزی که مردم را پولدار می کند ،پول نیست .بلکه آنچه که مردم را پولدار می کند مهارت ها هستند . و مهارت شماره یک برای آغاز به کار،توانایی فروختن است.

این دلیل من است که نتورک مارکتینگ را توصیه می کنم .به این دلیل نیست که من در نتورک بالا یا پایین یا چیزی بودم . وقتی که من در ابتدا شروع به کار کردم ،باور نداشتم که چقدر آموزش با آن مدل بیزینسی خوب بود، چراکه آموزشهای من برخاسته از دنیای شرکتی زیراکس بود.امروز افراد نه چندان زیادی قصد دارند که به استخدام شرکت زیراکس در بیایند . آنها بر اساس یک آموزش جامع عمل نمی کنند چرا که خیلی زود اخراج می شوند .

نتیجه ،کل دلیل من برای اینکه بازاریابی شبکه ای  را توصیه می کنم این است که شما وارد می شوید و مهارت های بیزینسی رایگانی را دریافت می کنید. این نکته منظور من را هم توضیح میدهد که اگر من مجبور باشم همه چیز رادوباره انجام دهم ،ترجیح می دهم بروم و آموزشها را درون یک کمپانی نتورک مارکتینگ دریافت کنم.

رابرت می توانید برای ما بعضی از آن مهارت ها و دلیل اهمیتشان را باز کنید؟

فروش ! فروش،فروش،فروش ، این کلمه ۴ حرفی! شما باید فروش را یاد بگیرید .آن چیزی که هر کسی از آن می ترسد ! اما …. فروش = درآمد است .

نتیجه اینکه وقتی کسی درآمد پایینی دارد ، در ۹۹% مواقع دلیلش این است که آنها نمی توانند چیزی را بفروشند ، آنها چیزی برای فروش ندارند و یا نمی توانند بفروشند. شما باید یادبگیریدکه چطور بفروشید.

اگر من قصد دارم که کاری را شروع کنم ، این مهارت اول است .

این درونمایه همه ی آن چیزهایی ست که من به شما گفتم.شما کتاب پدر پولدار ،پدر فقیر را خوانده اید که می گوید: من نویسنده ی بهترین نوشته نیستم ،من نویسنده پرفروش ترین کتاب هستم .

اینجا همان جایی ست که بیشتر مردم اشتباه می کنند. آنها وارد جریانی می شوند و نگاه می کنند که چقدر می توانند پول در بیاورند ،به جای اینکه نگاه کنند ببینند چه مهارت هایی نیاز دارند تا بتوانند پول دربیاورند .

من تاکید می کنم ، فقط مهارت را به دست بیاورید ، پول خودش را نشان خواهد داد.

رابرت می توانی در رابطه با الزاماتی که در “فروش ، فروش ، فروش” به کار می آید صحبت کنی؟

این یک آموزشه ! شما باید بدانید که دارید می روید که اشتباه کنید ! به مسیر نگاه کنید ، دنیای تجارت خودش به شما آموزش می دهد!

وقتی من در زیراکس کار می کردم، هر ماه آنها امتیازات ما را برایمان پست می کردند و اگر امتیاز من پایینتر از ۲۰ بود ، یکی از ما باید اخراج می شد. آنها ۲ نفر را اخراج کردند و ۲ نفر جدید را استخدام کردند. نتیجه اینکه ،تنها دلیل اینکه من یادگرفتم چطور بفروشم ،این بود که من از اخراج شدن می ترسیدم.

حداقل در دنیای نتورک مارکتینگ ،آنها به شما آموزش می دهند .این یک تفاوت کلی ست در روشی که شما آموزش می بینید.اگر شما آن را انجام ندهید ،کسی آنجا خواهد بود که شما را تشویق کند . به تعداد آدمها، روش هست که شما آموزش ببینید . این مهارت حیاتی زندگی ، فروش نامیده می شود.

حضرت مسیح احتمالاً بهترین فروشنده در دنیاست و همچنین حضرت محمد و بودا .آنها همشون در فروش ،بزرگ بودند .به کاندیداهای ریاست جمهوری نگاه کنید –کسی که نفر اول می شود ، کسی ست که بهترین کار فروش دیدگاه ها و نقطه نظراتش را داشته .

دو موضوع هست که هیچ کس نمی خواهد در موردش صحبت کند : یکی پول و دیگری فروش . به نظر می رسد که همه به پول و فروش به عنوان ۲ کلمه ی ۳-۴ حرفی فکر می کنند . من هنوز یک معلم هستم و بیشتر از خیلی از معلمها ،در دنیای آکادمیک پول در می آورم .دلیل ساده اش این است که من بهتر از آنها می توانم بفروشم .

وقتی من نتورک مارکتینگ رو به مردم توصیه می کنم،به یک دلیل ساده ست : شما مهارت زندگی را در آن به دست می آورید. این” مهارت غلبه بر ترس از پس زده شدن” – غلبه بر ترس از مشتری و فروختن و پیش رفتن نامیده می شود.

رابرت چه چیزی باعث شده که شما نتورک مارکتینگ را یک روش انقلابی برای دستیابی به ثروت بنامید ؟

به خاطر اینکه آنها شما رو اخراج نمی کنند! آنها با شما کار می کنند! آنها به شما کمک می کنند که بیزینس خودتان را بسازید . شما به تمامی تجارت خودتان را دارید ، واقعاً یک دارایی دارید .

دارایی چیزهایی هستند که پول وارد جیب شما می کنند چه شما کار کنید چه کار نکنید .اگر شما شغلی دارید … خوب ،به بعضی از خانه های مالی بزرگ یک نگاه بیندازید .یکی از آنها در امریکا دارد چیزی حدود ۱۵۰۰ نفر را اخراج و ۱۵۰۰ نفر را در هند استخدام می کند .دوران مشاغل امن و بی خطر سپری شده است .

حداقل در تجارت نتورک مارکتینگ ، شما واقعاً سخت کار می کنید، چیزی را می سازید که می توانید به بچه های تان انتقال بدهید واگر شما خوب کار کرده باشید، اگر روزی کار نکنید ،کارتان ادامه می دهد و شما را حمایت می کند .شما برای پول دار شدن کار نمی کنید،شما فقط برای پول کار نمی کنید، شما در واقع برای ساختن یک دارایی دارید کار می کنید .

آیا این همان چیزی ست که شما در کتابتان” ارزشهای پنهان” می نامید، وقتی که درباره ارزشهای نتورک مارکتینگ صحبت می کنید؟

ثروتمندترین مردم در دنیا، شبکه ها را ساختند .به همین دلیل است که آنها، شبکه های تلویزیونی یا شبکه های ایستگاه خدمات گاز ،نامیده می شوند .افراد فقیر و افراد متوسط ،افراد تحصیل کرده برای شبکه ها کار می کنند.من ترجیح می دهم که مالک یک شبکه (نتورک) باشم .

به طور مثال من یک شبکه کتابفروشی در کل دنیا دارم که ما کنترل میکنیم و این شبکه پول زیادی به من می رساند .من نمی خواهم برای آنها ( کتابفروشی ها) کار کنم بلکه فقط می خواهم که آنها را کنترل کنم. من فکر می کنم در فرم نتورک ها ( شبکه ها) درحالی که افراد طبقه متوسط درباره کار کردن برای پول فکر می کنند، من ترجیح می دهم که به ساختن نتورک فکر کنم . به این دلیل است که من ثروتمندم.

و این همان دلیلی ست که ما نتورک ماکتینگ کار می کنیم .ساختن شبکه ای که که می تونیم با خودمان هر جا که می خواهیم ببریم ؟

این یک نگاه کاملاً متفاوت ، یک روش کاملاً متفاوت در نگاه کردم به دنیاست .

اگرکسی به من بگوید” من به شما ۵ میلیون دلار در سال خواهم داد که در دانشگاه هاروارد کار کنید” ،من قبول نخواهم کرد . این مبلغ ،کافی نیست .چرا باید برای شخص دیگری کار کنم ؟ این مبلغ به اندازه ارزش من نیست ! آنها می توانند این را از من بگیرند ،و این هیچ حسی را در من ایجاد نمی کند ! من میدانم این مبلغ افراد زیادی را می تواند راضی کند مثل ۴۰۱ (k)s و سرمایه گذاری های دوجانبه، که باز هم حسی در من ایجاد نمی کند. چرا که من به شکل متفاوتی آموزش دیده ام . من می توانم در تجارت خودم شرکتهای بیشتری بسازم . من هرسال بیش از این مبلغ مالیات پرداخت می کنم .

نتیجه ،آنچه که می خواهم بگویم این ست که مردم باید ازایده های قدیمی که می گفتند انجام شود ،دست بکشند : برو به مدرسه ،یه شغلی پیدا کن، سخت کار کن ،پس انداز کن ، از بدهی خارج شو ، در موضوعات بلند مدت و متنوع سرمایه گذاری کن ،خرید سرمایه گذاری های دوجانبه .

این از دیدگاه من واقعاً احمقانه است .اما توصیه های خوبی برای افراد متوسط است . این نگاه به سادگی کاملاً یک نگاه متفاوت است . من یک کارآفرین و مأسس هستم .

من نمی خواهم برای کس دیگری کار کنم .من نمی خواهم کسی به من بگوید که چقدر پول می توانم در بیاورم .من نمی خواهم کسی به من بگوید که کجای این دنیا می توانم بروم یا اینکه کی باید سر کار برگردم .من از این متنفرم !هیچ کس این را به من نمی گوید . به این دلیل من از نتورک مارکتینگ حمایت می کنم .

کمی با من درباره قوانین رهبری و لیدرشیپ در  نتورک مارکتینگ صحبت کنید .چقدر با رهبری در فرم های دیگر بیزینس تفاوت دارد ؟ 

بسیارخوب ! لیدرشیپ در نتورک مارکتینگ به این معنی که شما هیچ تضمینی رو پیشنهاد نمی دهید ! همه آنچه که به آنها پیشنهاد میدهید این است که آنها هم می توانند خودشان لیدر باشند.

اما از آنجایی که بیشتر مردم اساساً می ترسند بیشتر ترجیح می دهند که یک درآمد ثابت داشته باشند ودر پی یک شغل ثابت هستند و نگران این هستند که مردم دیگه درباره آنها چه فکر می کنند . نتورکرها باید بدانند که اینها مهارت های لیدرشیپ نیستند .

اگر شما بیشتر نگران و در پی امنیت خودتون ، اینکه دیگران درباره شما چه فکر می کنند و درآمد ثابت هستید ، شما مهارتهای اصلی رهبری رو ندارید .

برای اینکه یک لیدر باشید شما باید امیدوار باشید و بتوانید شور و اشتیاق ایجاد کنید، باستید و بگویید” نگاه کن ، تو می توانی آن کار را انجام بدی” .

رهبری در دنیای شرکتی امریکا ،مدیریت نامیده می شود .مدیران شرکتها ،لیدرهای واقعی نیستند. آنها فقط آویزان یک چک هستند برای اینکه مردم را مجبور کنند آنچه که مدیریت ازشون خواسته انجام بدهند.

شما بیشتر چه خصوصیات و کیفیاتی را در لیدرها ، تحسین می کنید؟

من تحسین می کنم کسی رو که بلند می شه و در مسیرش ثابت قدمه ! آنها صحبت می کنند ،زمانی که راه می روند و راه می روند زمانی که صحبت می کنند . من زمانی که در ویتنام بودم تعدادی ستوان دوم بودند که درپشت تیرباران شدند چون هیچ مهارت لیدرشیپ نداشتند. فقط به دلیل اینکه شما دانشگاه رفتید،شما لیدر نمی شوید . دانشگاه رفتن شما را لیدر نمی کند .افرادی که در گروه شما هستند باید شما را باور داشته باشند .این کیفیتی است که شما این روزها نمی توانید زیاد پیدا کنید . متأسفانه ما در چند سال گذشته رهبران زیادی را ندیده ایم. آخرین لیدری که من واقعاً به او احترام می گذارم، کندی بود ، به خاطر اینکه او واقعاً به پاخاست.

شما شاهد تعدادی از لیدرها در نتورک مارکتینگ بوده اید.آنچنان که آنها را دیدید آیا درست بود ؟

آنها مردم را تشویق می کنندکه یک لیدر باشند . یک لیدر رهبری نمی کند بلکه رهبر تولید می کند .به همین دلیل است که  نتورک مارکتینگ بسیار قدرتمند است . چرا که اگر شما بتوانیدکسی راپیدا کنید که گدایی یک درآمد کوچک را نمی کند، ذهنیت امنیت -گرا ندارد و ته قنداق تفنگ مدیر را نمی بوسد ،وقتی چنین فردی می آید و مردم را رهبری می کند، زندگی آنها تغییر خواهد کرد .

انجام این کار خیلی آسان نیست ،به خاطر چارچوب ذهنی بیشتر مردم که سخترین بخش است.

بیشتر مردم ترس دارند از اینکه بگویند” من می خواهم نتورک مارکتینگ انجام دهم” . نه به این دلیل که این ایده، ایده ی خوبی نیست و بلکه به خاطر فکری که دوستان و همکاران آنها در موردشان خواهند کرد .

من فیلم شجاع دل را دوست دارم آنجا که مل گیبسون می گوید :” آنها می توانند زندگی ما را بگیرند اما نمی توانند آزادی ما را بگیرند !” بیشتر مردم آزادیشان را می فروشند که بتوانند زندگی کوچک احمقانه شان را داشته باشند.

الان من کسانی را می شناسم که امیدوارند که کاری انجام دهند ، یک زن یا مرد خدمتکار باشند یا معلم مدرسه و من قدردانی می کنم اما بیشتر مردمی که این کارها را انجام می دهند امیدوارند که آزادیشان را بفروشند و آنچه من دریاره اش با شما صحبت می کنم آزادی ست .

دلیل اینکه شما یادمی گیرید که چطور بفروشید این است که شما می توانید آزاد شوید و دلیل اینکه شما می خواهید یک نتورکر باشید، آزادیتان است .

شما قبول دارید که بیشتر مردم نمی توانند به مکزیک بروند و آنجا کار کنند چون شما نیاز به گرین کارت دارید؟ اما اگر من مالک بیزینس خودم هستم ،پس می توانم به مکزیک یا چین یا هر جایی که می خواهم بروم و کارم را انجام دهم . این یعنی آزادی ! اما اگر شما یک کارمند هستید ،شما نیاز به گرین کارت دارید – این آزادی نیست .

من می توانم هرچقدر که می خواهم پول به دست بیارم .این یعنی آزادی .اما اگر من مجبورم که برای شخص دیگری کار کنم و آنها می خواهند به من بگویند که چقدر می توانم درآمد داشته باشم ،این آزادی نیست .

این در واقع همان چیزی ست که به آن می خواستیم برسیم .آیا من نتورک مارکتینگ را توصیه کردم ؟ درواقع من آزادی را توصیه می کنم !

و این چیزی که من روی آن اصرار دارم .من نمی دانم این برای شما به چه معنی است – فقط آنرا انجام دهید .

برای من آزادی به این معنی است که نمی خواهم به کسی جواب پس بدم ، من می توانم کشور را ترک کنم اگر قصد انجام چنین کاری را دارم .می توانم دور دنیا سفر کنم و به صورت اخلاقی، قانونی هر چقدر که می خواهم پول به دست آورم .من به همسرم خیانت نمی کنم . من به شما دقیقاً می گویم که در کجا هستم نیازی نیست که شما حدس بزنید که من کجا هستم . این یعنی آزادی ! من نگران نیستم که دیگران در مورد من چی فکر می کنند. آنچه من بر آن مصر هستم ،خود نتورک مارکتینگ نیست . نتورک مارکتینگ یکی از راههایی ست که شما را به آزادی می رساند .

آیا شما فکر می کنید  نتورک مارکتینگ یکی از بهترین راه ها برای افراد طبقه متوسط است ؟

من معتقدم نتورک بهترین سیستم برای افراد متوسط است . بله . در نتورک مارکتینگ آنها با شما کار می کنند که شما به دست آورید . این فوق العاده ست ! آنها با شما کار خواهند کرد که شما به آزادی برسید . این یک سیستم انقلابی ست  / .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>