دلایل منطقی و مهربان برای مجرد ماندن

یک تلقی عمومی و کمابیش پنهان در جامعه وجود دارد از اینکه هر فردی که تنها زندگی می کند و در ضمن تمایلی به زندگی مشترک ندارد، وضعیتش ترحم برانگیز است و حتما از مشکلات عمیق شخصیتی نیز برخوردار است.به عبارتی دیگر، به ذهن ها خطور نمی کند که آدمهای مجرد می توانند نرمال باشند.

اینطور دیدن انسان ها به خودی خود زمینه ساز یک بدبختی عمومی است چون معنی اش برای درصد بزرگی از جامعه که نمی خواهد زندگی اش را با فرد دیگری شریک شود این است که غیرعادی هستند. شرمی که این نوع تلقی به همراه هجوم رسانه ها ایجاد می کند نتیجه اش این می شود که افراد را مجبور می سازد تا دست از زندگی مجردی بکشند.

این مسیر اجباری و شرمنده که مجردها را وا می دارد نخواهند تنها باشند یک فلاکت عمومی است چون غیرمستقیم ثابت می کند آدم ها به خاطر توقع دیگران، تن به زندگی با یک انسان دیگر می دهند. اگر متوجه این حقیقت اساسی نشویم که دلایل بسیار خوبی برای مجرد زندگی کردن وجود دارد و تا وقتی که پرستیژ مجرد و متاهل بودن در جامعه به یک حد نرسد صادقانه خواهد بود که بگوییم تصمیم آدمهای دنیای معاصر برای داشتن زندگی مشترک نیز، غیرمنطقی و غیرعادی است.

این هم دلایل منطقی برای مجرد ماندن:

بهتر است این واقعیت را بپذیریم که ایده عشق رمانتیک و زندگی عاشقانه طولانی مدت، فقط ۲۵۰ سال عمر دارد. ایده عشق رمانتیک بلندپروازانه و غیرعادی است. زوج ها طبیعتا با هم زیر یک سقف زندگی می کردند ولی هیچ توقعی نداشتند که زندگی فرخنده و شاد و سرشار از عشق دارند.

ازدواج یک زوج، قرارداد از پیش تعیین شده توسط خانواده ها بود. یک قرارداد عملی برای بقای یک قبیله یا فامیل و دو انسان و فرزندانی که تولید می کنند. یک ازدواج رمانتیک از نظر تئوری امکانپذیر است ولی شانس ایجادش بین ۵ الی ۱۰ درصد است. برای همین جدا شده ها، نباید احساس شرم یا شکست داشته باشند.

اجتماع بشری بنا بر مقتضیاتش، ازدواج را عادی تشخیص داده است در صورتی که به شکل خیلی مشخص، عملی غیرعادی است. درست مثل اینکه روی طناب راه رفتن، آن هم در ارتفاع بلند، تبدیل به یک ورزش مورد علاقه جامعه شود. طبیعی است که درصد سقوط  به طور ناخواسته همیشه بالا است.

بعضی از ما انسانها اگر انتخاب می کنیم مجرد بمانیم نباید صفت غیر رمانتیک نصیب مان شود. در حقیقت شاید مجردها خیلی بیشتر از بقیه رمانتیک باشند. پذیرش یک انسان دیگر به عنوان زوجی که با او زندگی را به سر خواهیم کرد یعنی پذیرش اتمام هر نوع امکان عشقی رمانتیک تر … برای همین شاید در یک رابطه بودن، بیشتر به درد افرادی می خورد که سلیقه ها و نیازها و احساسات متوسط و توقع محدودی از زندگی دارند.

برای بعضی ها نشانه بلوغ و خردمندی است اگر می توانند عاشق یک نفر بشوند و با او زندگی کنند ولی خردمندانه و عاشقانه تر است اگر به این واقعیت هم بعضی ها برسند که از نظر روحی و روانی توانایی عاشق شدن و زندگی مداوم با یک نفر را ندارند. جلوگیری از ایجاد تنش و بحران در زندگی دیگران و خود می تواند نشانه یک روح مهربان هم باشد.

منطقی ترین واکنش به انهایی که واقعا دوست داریم این است که با انها زندگی نکنیم چون واقعا غیرممکن است با یک نفر همسر و همراه شویم و دمار از روزگار هم در نیاوریم. مناسب ترین رفتار با عشق این است که ستایش کنیم، احترام بگذاریم، لطافت به خرج دهیم و بعد راه مان را بگیریم و از انها دور شویم.

تنها بودن شرایطی را فراهم می کند که مدام به یادمان می آورد چقدر ادم سخت و عجیبی هستیم. هیچکس نیست که اینه واقعیت را در برابر ما قرار دهد. اشتباهات و ضعف های مان را برشمرد و خواهان تصحیح باشد. ولی اگر خوش شانس باشیم خودمان را  همانطور که هستیم دوست خواهیم داشت و تحمل خواهیم کرد.

شاید بهتر است احساس تنهایی کنیم و از دسترس بودن سکس محروم باشیم تا اینکه در درون یک رابطه به یک زندگی بدون سکس برسیم یا در بیرون اط رابطه به دنبالش باشیم. مجردها همیشه می توانند امیدوار باشند.

همه اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که مجرد بودن یعنی مشکل نداشتن. هر دو موقعیت مجرد یا متاهل بودن موانع مخصوص خودش را دارد. تنهایی درد مجردها است و احساس خفگی، خشم و مستاصل شدن می ماند برای متاهل بودن. حقیقت این است که انسان رابطه خوبی با شادی ندارد. فرق نمی کند مجرد یا متاهل باشیم چون به هر حال دلایلی برای بدبختی و غم پیدا خواهیم کرد. در نهایت، شاید بهتر است با عجله شیرجه نزنیم به درون زندگی مشترک و یا برعکس، نخواهیم به سرعت خودمان را پرت کنیم به دنیای مجردی.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>