مدیریت با استفاده از تکنولوژی (قسمت اول)



مدیریت استراتژیک ، ابزاری چندبعدی است که نیازهای سازمان را در محورهای مختلف پاسخ می دهد. در سال های اخیر روش های بسیاری برای پیاده سازی تصمیمات استراتژیک پیشنهاد شده است

مدیریت استراتژیک ، ابزاری چندبعدی است که نیازهای سازمان را در محورهای مختلف پاسخ می دهد. در سال های اخیر روش های بسیاری برای پیاده سازی تصمیمات استراتژیک پیشنهاد شده است

مدیریت استراتژیک :

مدیریت استراتژیک ، ابزاری چندبعدی است که نیازهای سازمان را در محورهای مختلف پاسخ می دهد. در سال های اخیر روش های بسیاری برای پیاده سازی تصمیمات استراتژیک پیشنهاد شده است و بسیاری ازاین روش ها نیز برای تطبیق سازی در سازمان های دولتی به کار گرفته شده است که با لحاظ کردن تاثیرات محیط رقابتی توانسته است درجه رضایت ذینفعان اعم از مردم ، مشتریان و کارکنان را فراهم نماید. مدیریت استراتژیک متکی بر مشارکت های فکری ، مذاکره ، تجزیه و تحلیل اهداف و اتخاذ راهکارهای اثربخش در تعامل بین محیط بیرون و داخل سازمان است. به بیان دیگر ارائه ای از گزینه های مختلف استراتژیاست که از تعامل شرایط داخلی و خارجی سازمان حاصل می شود.

تعاریف و مفاهیم استراتژی :

در کشورهای غربی ، استراتژی به عنوان یک واژه کلیدی برای مدیران مطرح است و در واقع تلفیقی ازنگرش ، هدف ها ، سیاست ها و راهکارهای اجرایی است. استراتژی در عرصه کسب و کار ، مجموعه فعالیتهایی را شامل می شود که اهداف سازمان را در برابر عوامل محیطی (تهدیدها ، فرصت ها ، نقاط قوتوضعف) تامین نماید. استراتژی بایستی پاسخگوی دو سوال اساسی باشد :

١- چگونه عامل سودآوری و یا منافع خروجی به صورت دراز مدت برای ذینفعان یا مشتریان تضمین شود؟

٢- به چه نحو جایگاه و موقعیت در محیط ملی یا تخصصی حفظ شود ؟

مدیران خلاق و کارآفرین برای اثربخشی بیشتر ، نیازمندالگوهایی برای مهار عوامل تاثیرگذار و یا توسعه آنها می باشند. تصمیم گیری و تهیه استراتژی از محوری ترین ابزارهای مدیریتی در انجام وظایف و تعامل بابازیگران در محیط تخصصی آنان محسوب می شود.

استراتژی شامل کلیه اقدامات رقابتی و رویکردهای سازمان برای کسب توفیق در عملکرد می شود. شرکتهای کسب و کار و سازمان ها نیازمند استراتژی های متنوع در عوامل تولید و بازار می باشند تا بتوانند هرکدام ازطریق ابتکار و خلاقیت های حاکم بر استراتژی های انتخاب خود ، “مزیت” ایجاد کنند.

نیاز استراتژی :

استراتژی یکی از اصلی ترین محورهای توجه مدیران عصر حاضر است که تلاش می کنند سازمان را برای حرکت در فضای عدم اطمینان پیش روی خود و حصول اهداف مورد نظر آماده نمایند. استراتژی در واقع ویژگی نائل شدن سازمان به تطبیق با محیط و مدیریت فرصت ها و تهدیدات محیط خارجی هماهنگ باقابلیت های درونی سازمان است.

نیاز به تطبیق با محیط و اثربخشی است که سازمان ها را مجبور می کند براساس شرایط خاص خود ،اقدام به انتخاب راهکارهای استراتژیک نمایند. از این رو میان مدیران و اندیشمندان علوم استراتژیک این اتفاق نظر وجود دارد که ” اثربخشی ” و “تطبیق پذیری” پارامترهایی اند که به عنوان معیارهای سنجش استراتژی مناسب قابل بهره گیری هستند.

تفکر استراتژیک :

فضای مدیریت استراتژیک در سازمان ها به واسطه تفکر استراتژیک ، حاکم می شود. هرسازمان برای یافتن جایگاه فعلی و آتی خود در بازار رقابت ، همواره باید به این سه سوال بنیادی فکر کند :

درکجا هستیم ؟

به کجا می خواهیم برویم ؟

چگونه می خواهیم برویم ؟

مزایای تفکر استراتژیک :

سازمان را هدایت می کندکه چه کاری می خواهد انجام شود و به چه چیزی دست یابد. سطح مقاومت مدیریت را دربرابر تغییر کاهش می دهد. مبنای توجیه بودجه موردنیاز را برای فعالیت های رقابتی ایجاد می کند. در تصمیمات استراتژیک در سطوح مختلف سازمان ، یکپارچگی به وجود می آورد. در مقابل فضای انفعالی متداول ، یک فضای فعال در سازمان ایجاد می کند. عملکرد بلندمدت سازمان را توسعه می بخشد.

فرآیند تصمیم گیری استراتژیک :

از دید کلیه اندیشمندان ، چهارمرحله آگاهی ، فرمول بندی ، توسعه راهکار و انتخاب راهکار ارکان اصلی فرآیند تصمیم گیری استراتژیک تشخیص داده شده اند که به طور مشترک درتمام فرآیندها دیده می شوند.

آگاهی :

آگاهی نسبت به کاستی ها یا اشتباهات در وضعیت موجود ، درمقایسه با شرایط مطلوب و دلخواه است که نیاز به تقویت دارد و یا فرصت هایی که باید برای توسعه به وجود آیند.

فرمول بندی :

این مرحله شامل گردآوری اطلاعات درباره وضعیت حال و بهنگام و فرمول بندی کردن چشم انداز سازان براساس آن می باشد.

توسعه راهکار :

منظور از توسعه راهکار ، ایجاد و خلق راهکارهای ممکن در مورد سازمان است. مدیران موفق کسانی اند که اهل مذاکره ، چانه زنی و بحث های انتفاعی برای جمع آوری اطلاعات و کمک گرفتن از دیگران برای دستیابی به راه حل ابتکاری می باشند.

انتخاب راهکار :

هدف تعیین ابزار و امکاناتی است که به وسیله آن ، تصمیم گیری قابل اجراء می شود. مدیریت بایستی بهترین تصمیم را استخراج و تبدیل به تصمیم نهایی کند.

منبع :ingentaconnect

 

انتشار مطالب رسانه هاي ديگر لزوما به معناي تاييد محتواي آن نيست و صرفا جهت اطلاع کاربران از رسانه هاي  ديگر باز نشر مي شود.

استارت ام ال ام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>