«اشتهای ریسک» شما چقدر است؟

«اشتهای ریسک» شما چقدر است؟Reviewed by یوسف مدیری on Oct 4Rating:


ماهنامه معیشت – علی ذاکری نیری: همه ما در زندگی مالی خود برنامه هایی برای ایجاد و افزایش درآمد داریم. این برنامه ها دارای درجه های متفاوتی از ریسک هستند. برخی از آن ها بدون ریسک یا کم ریسک و برخی پرریسک. مهم است که بدانیم چقدر حاضریم ریسک بپذیریم و به عبارتی، چقدر می توانیم تحمل ریسک داشته باشیم.


اشتهای ریسک را می توان «اندازه (ریالی) و انواع ریسک هایی که یک فرد حاضر است برای رسیدن به اهداف خود بپذیرد» تعریف کرد. این مفهوم البته در ادبیات مالی حوزه بنگاه ها مطرح شده ور شد یافته است؛ ولی با درنظر گرفتن هر فرد (یا هر خانواده) به عنوان یک بنگاه، می توان آن را به این حوزه نیز بسط داد.


اشتهای ریسک لزوما در ایجاد درآمد خلاصه نمی شود و می توان آن را به تمام منافعی که فرد می تواند برای خود متصور شود، تعمیم داد. از جمله تغییر شغل، تغییر محل زندگی، تغییر شیوه زندگی و… . اما دلیل آنکه این مفهوم در حوزه مالی بیشتر رشد یافته است، دشواری اندازه گیری در موارد کیفی است. لذا ما نیز این مفهوم را در حوزه تغییرات جریان های درآمدی فرد مورد بررسی قرار می دهیم.

 

 «اشتهای ریسک» شما چقدر است؟


جدا از درآمدهای ثابت احتمالی مانند درآمد ناشی از کارمندی، هر فردی ممکن است بخواهد سطح درآمد خود را افزایش بدهد. در این مواقع، تله بزرگی وجود دارد که می تواند هر کسی را به کام خود فرو ببرد. و آن چیزی نیست جز «عدم توجه به اشتهای ریسک». به طور ساده می توان اشتهای ریسک را به میزان ریسک پذیری فرد تفسیر کرد.


هر فردی، در طیفی از دامنه وسیع «ریسک پذیری» و «ریسک گریزی» قرار می گیرد. افراد «ریسک پذیر» تمایل زیادی به پذیرش ریسک های بالا و کسب منافع هنگفت دارند. این افراد دوست دارند با پذیرش ریسک بالاتر، وارد ساز و کارهایی شوند که احتمال ایجاد منفعت بیشتر را برایشان فراهم می کند، هرچند این احتمال کوچک باشد.


در مقابل، افراد «ریسک گریز» تمایلی به کسب سود بیشتر در مقابل تحمل ریسک بالاتر را ندارند.


آن ها ترجیح می دهند بدون دردسر، با بازدهی اندک و بدون ریسک جریان درآمدی خود را سامان بدهند. آن ها معمولا به سمت سپرده گذاری در بانک ها و موسسات مالی جذب می شوند و از شغل کارمندی لذت می برند. مهم است که هر فردی بداند در کجای این طیف قرار دارد.


فرض کنید صحبت درباره بازار بورس اوراق بهادار داغ می شود و دوستان و اطرافیان زیادی را می بینید که در معاملات سهام، سودهایی به جیب زده اند. این موضوع باعث می شود که تمایل به سرمایه گذاری در این بازار از سوی شما افزایش یابد. بخشی از پس انداز خود را بر می دارید و به توصیه دوستان یا هر روش دیگری سهامی را خریداری می کنید. اما به دلایل مختلف، از جمله تغییر وضعیت اقتصادی، تغییر شرایط فعالیت آن شرکت، تغییر وضعیت صنعتی که شرکت در آن مشغول به فعالیت است یا هر دلیل دیگری در این معامله سود مورد انتظار را به دست نمی آورید و چه بسا زیان هم می کنید. اگر شما فرد ریسک گریزی باشید، عکس العمل هایی که در ادامه می آید، از خود بروز می دهید:


الف. فعالیت در بازار بورس اوراق بهادار را به کناری می گذارید و به قول معروف، عطایش را به لقایش می بخشید.


ب. از شدت زیان حاصل تا مدت ها خود را لعن و نفرین می کنید و دوستانتان را سرزنش.


ج. فعالیت در این بازار را به هیچ کس توصیه نمی کنید و حتی دیگران را منع می کنید.


د. به زندگی ساده و آب باریکه فعلی بیشتر دل می بندید.


این مثال ساده تعمیم پذیر به همه بازارهاست. بازار بانکی (سپرده های بانکی)، بازار ارز، بازار طلا، بازار مسکن و هر نوع دارایی که می توان به امید کسب سود در آن فعالیت کرد. اما تصمیم برای ورود به هر یک از این بازارها، به میزان ریسک پذیری (اشتهای ریسک) شما مربوط می شود.  هرچه ریسک گریزتر باشید، باید به سمت بازارهای با ریسک کمتر حرکت کنید، و بالعکس.


اما موضوع مهم تر این است که در مورد ریسک پذیر یا ریسک گریز بودن یا به عبارتی، در مورد «اشتهای ریسک» خودتان، باید صادق باشید. اگر اشتهای ریسکتان را درست برآورد نکنید، یا تخمین نزدیکی از آن در دست نداشته باشید، احتمال بروز هیجان های منفی بیشتر می شود. این موضوع، به ویژه در خصوص افراد ریسک گریزتر مشهودتر است.


در اینجا تکنیک هایی معرفی می شود که می توانید از آن ها برای برآورد میزان ریسک پذیری تان استفاده کنید. به این فکر کنید که اگر شغل فعلی تان را بخواهید تغییر دهید، چه شغلی را انتخاب می کنید. هرچه شغل جدید هیجان بیشتر و جریان درآمدی با نوسان بیشتری داشته باشد، میزان ریسک پذیری شما بیشتر است.


خود را در موقعیت پس از اتفاق منفی قرار دهید. فرض کنید که برای کسب سود بیشتر در فعالیتی شرکت می کنید. حال فرض کنید که فعالیت را انجام دادهاید و در آن شکست خورده اید یا سود حاصل، از سود انتظاری یا سود بدون ریسک فعلی کمتر است. هرچه میزان ناراحتی و اندوه تان از نتیجه فرضی بیشتر باشد، ریسک گریزتر هستید.


احتمال هایی برای موفقیت و شکست در فعالیت مورد نظر محاسبه کنید. احتمال موفقیت و احتمال شکست را به افراد خبره در این رشته نشان دهید. هرچه احتمال موفقیت محاسبه شده توسط شما، بزرگ تر از احتمال موفقیت اعلام شده توسط فرد خبره باشد، احتمالا ریسک پذیرتر هستید.


حتما راهکارهای دیگری نیز وجود دارد که می توانید استفاده کنید و میزان ریسک پذیری خودتان را تخمین بزنید. ولی فراموش نکنید که مهم است برآوردی از میزان ریسک پذیری خود داشته باشید تا بتوانید اهداف مالی صحیح تر و برنامه های مناسب تری برای رسیدن به آن اهداف تدوین کنید.



استارت ام ال ام

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>